یرما:

تا حالا رقصیدن مادیون ها رو دیدی ،خوان؟باید رقصیدن شون رو با یه اسب نر ببینی.اون ها-دوتایی-وامیسن کنار همدیگه.وامیسن و خیره می مونن به یه جای دور.انقده همون جور می مونن که نفس کشیدن شون با هم یکی می شه.اون وقت این مادیونه که سرش رو بلند می کنه و می ذاره روی یال اسب نر.می ذاره و اروم-اروم توی گوش اسب ،خُره می کشه،همین جوری اروم و یه نواخت.بعد یهو ساکت می سه،ساکت ِ ساکت.انگار که اصلن تا حالا هیچ صدایی از تو گلوش بیرون نیومده.بعد یهو شروع می کنه روی پاهاش تکون خوردن.اروم اروم روی پاهاش تکون می خوره.یه لرزه هایی می دوئه روی تنش،مثه لرزیدن یه برگ روی شاخه.از دمش شروع می شه تا می ره می رسه به یالش،همین جور ارومتکون می خوره و می لرزه.حالا اسب نر ِ که شروع می کنه با این تکون ها تکون خوردن.هر دو تکون می خورن،همین جوری اروم و یه نواخت.واین اسب ِ نره که اروم اروم بی تاب مب شه.بی تاب می شه و یه کف سفید می شینه گوشه ی لب هاش.باید این بی تابی رو ببینی ،خوان،باید ببینی...

من همیشه مثه یه مادیون برای تو رقصیدم.

                                                 رقص مادیان ها /محمد چرم شیر