فا****کککککککککککککککککککک
دلتنگمو دیدار تو درمان من است
و تو بم جواب می دادی:
بی رنگ رخت زمانه زندان من است...
هع...دیدی حق داشتم به اسما حسادت کنم.دیدی...اما تو می گفتی نه اسما باید به تو حسادت کنه؟ که انقدر منو دوست داری...اسمش اسما بود دیگه نه؟ یا صبا؟..اوه یادم نیست خیلی...فک کردم تو نصفه نیمه ای برام.که بذارمتو برم کسه دیگه ای پیدا می شه برام که واقعی باشه...راستش؟تو کاملنترین ادم همه ی عمرم بودی...هیچ کس دور و بر من دیگه بلد نبود شعر بخونه. بقول خودم هیچکس دیگه متعادل نبود...هع.می دونی که من به ادمایی می گم متعادل که ریاضی خونده باشن و ادبیات/فیلم لذت وتفریحشون باشه...یادتته همیشه می گفتم ریاضی و ادبیات یه مکمل بی نظیرن.خوشم نمیومد از هیچ کدوم دسته ای که زیادی تو یکیش غرق شده بودن..الان هم همونم.پ...میدونی امروز تو دسشویی داشتم قیصر می خوندم...پیش بیا پیش بیا پیش تر ..تا که بگویم غم خود بیشتر..دوسترت دارم من از هر چه دوست.ای تو به من از خوده من خویشتر...هع..خنده دار تو که هیچی.قیصر هم دست از سره من برنداشته.حتی تو دستشویی...البته که الان نمی خوام گریه کنم وقتی اینو می گم...یادته باهات قهر که کرده بودم؟که انگار دیگه هیچ وقت تا اخر دنیا قرار نبود باهات اشتی کنم.یادته چه شعری خوندی؟ ...سنگ دلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی؟..جوروجفا بکن اگر مهرو وفا نمی کنی... یادته برات ۱۶تیر ایمیل تبریک تولد فرستادم؟یادته چی جواب داده بودی بم؟ "واییی عزیزه کوچولویه دله من..مرسی که یادت بود بم تبریک یگی.حتی بعد از اینهمه جدایی...الان نمیتونم برات مفصل بنویسم.تو اولین فرصت یه ایمیل درست و حسابی می فرستادم برات...قربانه تو"...و من ۶ ماه تموم فقط بخاطر اینکه ببینم ایا تو برای من یه ایمیل فرستادی یا نه هر روز صدبار ایمیلم چک می کردم...بعد از ۶ ماه تو مسنجر که ان بودی حرف که می زدیم وقتی گفتم چرا پس بم میل ندادی؟گفتی فک کردم حالا که تمومش کردی.بهتره من کشش ندم...می دونی پسر..لعنت به من..لعنت به من که اون بار تمومش کردم..لعنت به من که تلفنایه تو رو نادیده گرفتم.لعنت به من که دلم برا صدات یه ذره شده بود و همیشه تو جوابت گفتم:ببخشید الان نیتونم حرف بزنم...لعنت به من جواب هیچ کدوم از مسجاتو ندادم.لعنت به من که هیچ وقت مسنجرمو ان نکردم.لعنت به من که بعد از دو سال که باز هم اتفاقی دیدمت گفتم با شاهینم.همه چی خوبه.منم خوبه...لعنت به من که نگفتم همون موقع هم چقققد دلم برات تنگ شده.نگفتم هنوز هم بهت فکر می کنم..هنوز هم منتظر اخر دنیام...لعنت به من...لعنت به این یاهو که ایدیه منو باز نکرد و هرچقدر گریه کردمو التماس بهش که تو رو خدا من ایدیه تو رو اینجا اد کردم و تنها راه دسترسی من به تو همینه.نفهمید...نفهمید..و من همه ی اون روز رو جلوی کامپیوتر اشک ریختم.بعد از ۴ سال درست مثل روز اولی که باهات کات کرده بودم...و ایدیه تو رو برا همیشه از دست دادم...لعنت به من که هیچ وقت شمارتو حفظ نکردم...لعنت به امروز که معلوم نیست یادت از ناکجااباد چطوری اومد تو ذهنم