از خودم كه انقد سكوت اختيار كرده و مغرورانه عقب ايستاده، راضيم
تا ولنتاين بش وقت ميدم... فيلم چرت سربه مهر يه ديالوگي داشت ليلا حاتمي، مي گفت خدايا همه مي گن معلومه دوستت داره، مي خوادتت، اما اون بايد بم بگه...يه همچين چيزايي... كه وقتي زنگ مي زنه بم، انقد منو نخندون، ميخام به صدات گوش كنم.صدات لاي خنده هام گم ميشه. صدات مردونه ترين صداي دنياس، بخدا...من مي گم مردونه ترين، تو بخون مست كننده ترين،تو بخون س**ك**سي ترين...ميدوني دست خط روي جزوه ت رو صد دفعه ديدم؟ صد دفعه روي خودكارايه رنگي و نمودار و عددايي كه نوشتي گير كردم؟...تا ولنتاين بت فرصت مي دم، اخ كاش كه ايران باشي. فك مي كنم جرا ذهنم مي گه تا ولنتاين و دلم تا ته سال بت داره وخ ميده؟ اگه تا ته سال بت وخ مي دم چرا ذهنم مي گه اگه تا اخر شب ولنتاين بت چيزي نگف، بش بنويس كه احساس داري بش، بش بگو كه مي دونسته صداش وحشتناك س***ك**سيه؟ بعد بگو و برو. حتي اگه اومد هم دنبالت برنگرد.چون اينارو نمي گي كه بخواي بدستش بياري.مي گي چون ... چون بايد بگي و بري. بلد نيستم از احساساتم نگفته، بذارم برم. به سمي مي گم چطو اكس-ش تونسته به اين خيانت كنه واقعن؟ بايد" با " اين خيانت كرد، نه "به" اين