خداحافظ اي برگ و بار دل ِ من **
لاك زدنه من تموم شده، دور انگشتايه پام از اون كرم گليسيرين ُ عسل مي زنم. يه چيزي تو گلوم نيش مي زنه. يه چيزي به اسم بي اندازه دوست داشتنت شايد.ياد ديروز ميفتم كه سمي گفته بود: ازدواج مي خوام با اينكه حتي ازدواج هم نمي خوام... من گفته بودم فقط تو رو مي خوام. مكث كرده بودم، گفته بودم واسه اولين بار يه ادم رو مي خوام تحت هر رابطه و شرايطي، نه رابطه... سمي خنديده و گفته به جمع ما خوش اومدي...از صب كه رفته م اپيلاسيون ُ اصلاح صورت دوباره، فقط واسه اينكه وقتي تو گفتي مياي پيشم، تو هر لحظه كه خواستي بياي، من مرتب باشم...دو هفته ست استند باي-تم و نميدوني اينو... ميرم از اتاق مامان دستمال كاغذي برمي دارم.چراغ اتاقشً كه خاموش مي كنم فك مي كنم ديه خسته م از اينهمه دوست داشتنت. دسته م رها ميشه انگار. سينه م رو مي چسبونم به چارچوب در ُ فك مي كنم خسته م از دوست داشتنت. از اينكه انقد يواش يواش داري مياي جلو و گاهي حتي فك مي كنم از جايي كه شروع كرديم، تكون چنداني نخورديم. به همه ي حضوري كه تووي من داري دارم فكر مي كنم و يك جايي از ذهنم ، دلم مي گه رها كنم دوست داشتنت رو...
** احسان خواجه اميري
داره مي ميره دلم واسه مخمل نگات ****
**يكي از همسايه هامون هست، نيدونم كدوم واحد-ه. وقتايي كه خونه س اين اهنك ابي رو ريپيت-ه: از دست من مي ري، از دست تو مي رم...تو زنده مي موني، منم كه مي ميرم...انقد ريپيت ميكنه كه من گريه م مي ياد اخرش...بعد شبا و روزايه تعطيل صداي اين اهنگ مي ياد.فك مي كنم اقائه كسي ك هي اينو داره گوش ميده. بعد خب ادم بايد يه قصه ي درد-داري داشته باشه و إلا بيخود انقد هرروز درد رو گوش نمي ده كه...
***مي گم سمي چنددرصد بابايي نتونسته جواب بده نه اينكه نخواسته؟ مي گه ١٠٠٪...زهرا هم...مي سي واسه اين اطمينان دخترا
**** ابي
فقط به من بوسه بزن...به روح و جسم و تن ِ من ***
** استاد جان ادم جذابي-ه...استايل خودش رو داره كاملن... با سليقه ي من؟ زمين تا اسمون فرق داره اما نيدونم چرا انقد جذبش شدم واقعن. مثلن موسيقي راك دوست مي داره، عاشششق بُنجُوي-ه ، سليقه ي موسيقياييمون كه هيچ ربطي بهم نداره، من و گيتار برقي هيچ ربطي بهم نداريم. پيانو تنها خدايه لذته براي-ه من. بعد بنجوي؟ من حتي يك موزيكشم نيتونم كامل گوش كنم. نقاشي؟ اكسپرسيونيسم. البته كه ديوانگي و اعتراض و فريادي كه تووي اكسپرسيونيسم هست رو دوس دارم اما سبك من نيست.، اون همه خشم اذيتم مي كنه. اينكه خداي اكسپرسيونيسم اقاي ون گوگ مي باشند با اون گوش بريده اي كه پيشكش محبوبشون كردن، ديگه حرفي توو ديونگيه اين سبك نداريم ديگه...تنها چيزي كه هم رو مي تونيم بفهميم و هم سليقه ايم توو نقاشي هاي "دالي" ه. ماكسيمم توو سورئال باهم كنار بياييم. طراحي داخلي؟ مدرن، وحشششتناك مدرن.من؟ ميونه م كاملن.إكلِكتيك... استاد جان كاملن انسانه مدرني هستن، و انقد جذابه براي من... بعد حرف قشنگي زدن، گفتن بچه هايه ٧٣-٤ به بعد كه انقد رپ گوش مي كنن، چون نمي دونن موسيقيه خوب چيه، چون هيچ وخ كتاب خووب نخوندن، كم فيلم خوب مي بينن. ديگه اينجور ادما دنبال موسيقيه خوب نيستن كه...پيش استاد جان مي شه نفس كشيد. در هفته يك روز معاشرت داشتن با ادمي كه هم فيلم بينه هم كتاب خونه هم فيلم بينه و آرت رو مي فهمه بعبارتي اي، با سليقه ي متفاوت و نگاه مختلف جالبه.
*** شادمهر
بيا بنشين كه دل بردي ز دستم ...اخ دلم پيش ِ تو بنده...يارم مشكل پسند،مشكل پسند،مشكل پسنده ****
** تو به كارت برس، كار ِ من تمام است...براش پي ام دادم: مخاطب خاص ِ استتوس ِ واتس اپ-م تويي...
*** جانان با يه لحني كه قشنگ حكايت از درموندگي داره و ديگه نمي دونه بايد بم واقعن چي بگه به سمي مي گه: اخه يه دختر به يه اقا همچين عكسايي سند مي كنه؟ ... هاهاهاااا.خب من يه كمي بُعد وايلد بودن و س**ك**سي بودنم زياده.چيكا كنم خب؟
**** علي اصغر زند وكيل
تا اس ام اس ميزنه دارم ميام...پاشي يه تهران ُٰ مرتب كني ****
** شام تاس كباب بود.تاس كباب واسه من به ثمر نشستنه يه عشق بازيه...حلقه هاي پياز و گوشت و به و سيب زميني و هويچ و آلو كه لايه لايه روي هم خوابيدن و با يه كم اب بخارپز شدن.مزه ي تن همه شون باهم مخلوط شده. كه مامان جان جان خوش فلفل خوش فلفل درستش مي كنه.با سالاد شيرازي ....اومممممم
***با سمي دارم صحبت مي كنم كه چقد بايد واسه يكي منتظر موند؟...سمي مي گه نيدونم اما من همه ي تلاشمو كردم. بعد من هي " تا" رو يه جا مي ذاشتم."تا" اينجا، "تا" فيلان.٢ ماه بيشتر، ٤ جمله بيشتر از بي تفاوتي....مثلن "تا" ي خاله تا اونجايي بود كه حامله شد اما عمو خسرو مي رفت خواستگاري،"تا" ي خاله اينجا بود، ريسك بود اما بدستش اورد..."تا" ي خاله ديوونگيه مطلق بود و من مي ميرم خاله رو با همه ي ديوونگياش...توو راه فك مي كردم " تا" اونجاييه كه امروز مثل سمي وقتي برمي گردي عقب بگي: من همممممه ي تلاشمو كردم، من چيزي كم نذاشتم..."تا" همينجاست.همينجا كه خودت از تلاشت راضي باشي.
**** رستاك...ميدونم ادما انقد ضربه ديدن كه ديه حوصله ي انرژي گذاشتن و بيرون اومدن از حاشيه ي امن شون رو ندارن... اما من هنوزم ديوونگي مي خوام توو عشق...يه حركتي كه برخلاف قانونايه خودته بخاطر يه "كسي"، يه دفعه اي و غيرقابل پيش بيني و ديوونه وار...خودم؟ هنوزم حاضرم همچين حركتي كنم...
كاش وقتي مي گي بدووووو، وقتي مي گم كجااااا. يه بار جوابت بغلم ، بشه....
بعد من زير لب مي گم: دوست داشتنت مباركم....
بعدتر صبح بخير امروز كه ضميمه ش عكس خانومه استكينگ به تن بود، و مي دونم كه تونستم حالي به حاليت كنم.كه صداي توله سگگگ-ت رو بلند كنم. و ضميمه ترش اهنگ جديده ي رستاك بود.اينا يني مي خواستم بت بگم: هَپي ولنتاين خره.لابد مثل ديشب تو.كه خيلي يهويي وسط حرفا و سكوتامون برام قلب سند كردي با يه گيلاس و نوشتي به سلامتي. توام نگفتي هَپي ولنتاين...بعد من بوسه ي لب-دار مي خوام. بفهم اينُ...
عشقت،عشقه دنيامه...عشقت، شوق فردامه...عشقت ،اي كاش...اي كاش...اي كاااااش ****
** دل شده يك كاسه ي خون... به لبم داغ جنون، به كنارم تو بمون، نرو با ديگري
اومده ديونه ي تو، به در ِ خونه ي تو، مرو با ديگري
يار دگر داري اگر بيخبر، وايه من...تا به لبت بوسه زند بعد از اين جاي من
چشم و دلم منتظره، اه من بي اثره، دو تا چشمام به دره كه تو پيدا بشي
دل مي گه باز گريه كنم، زغمت شكوه كنم كه تو رسوا بشي
ديروز، همون ساعتايي كه با سمي و مرضي داشتيم ارايش مي كرديم و بلند بلند اينو مي خونديم
*** يك ساعت و سي و هشت دقيقه گذشته، زنگ نزده هنوز...بلند مي شم. به اقاي وكيلي مي گم يه كوكا-يه ديگه بده لدفن، ساعت شني-ه روي ميزش رو چپه مي كنم.مي گم سمي؟ تا اين تموم شه، زنگ مي زنه؟ مي گه مي زنه...دره كوكامو باز مي كنم، يه قلپ ازش مي خورم.زنگ مي زنه...
**** يه خانومي كه اسمش رو نيدونم، اخخخخ انقد هم خووووبه . كاش مي دونستم، مي گفتم شوما هم لذتمند شويد.مي گه : برگرد با تو مي مونم...بعد با يه صدايه منتظر و خسته از رفتني مي گه اين برگرد و ها...
وقتي نيستي تو شب ِ من، قلب يادش ميره پمپاژ *****
.شايد يه روز اينجاهاي فيلم رو برات تعريف كردم، شايد هم يه روز باهم امتحانش كرديم...كسي چه مي دونه
** فيلم وارده بر زندگانيه اين روزهايه بنده "you've got mail" ميشه...گذاشتم روي دفترچه ها بغل تخت دوباره ببينمش.هي وقت نميشه
*** فيلمي كه دلم ميخاد ديدنش رو"پرتقال خوني"ه...تا جايي كه عربنيا داره فقط. امروز يه بار ديگه ببينمش ببينم دختره چطور به زبون اورد مرد مغروره عوضي رو
****اينكه بم گفتي شب بخير بچه، احمقانه ترين كلمه اي بود كه مي تونستي استفاده كني.اينكه بت گفتم به من نگو بچه.شب بخير...تازه از كلمه هاي مهربونتري هم مي توني استفاده كني واسه شب بخير گفتن،ادم انقد بي احساس؟؟؟؟!... راضيم از خودم. مرتيكه ي عوضيه مغرور الاغه دوست داشتني
***** رضا يزداني
از اهنگ گوش كردنام
*ندا جون لينك اهنگ رو كامنت كرده ، مي سي خانوم ؛)
http://s4.picofile.com/file/7838944729/Shakila_Akharin_Kokab_www_Sasjon_loxblog_com_.mp3.html
و الان خوشگل محله مون در حال پخشه ....هِي ؛)
**اقاهه رنگ منو آبي مي بينه....من چه رنگيم واقعن؟
*** اول هفته كه تيپ مخصوص اقاهه رو زدم، با همه ي اون حجم خط چشم و ريمل و رژ تيره و اخرين نگاه رو توو آينه كردم قبل از بيرون رفتن از اتاق، به خودم گفتم :فك مي كني يني چند روز مي توني اين شكلي بري بيرون و استندباي اقاهه باشي كه وقتي گفت ميام پيشت، تو اكي باشي و بهونه نياري؟ بعد از چند روز بيخبري ازش و همچنان اين شكلي بيرون رفتن خسته مي شي؟ ...اسم اين مدل ديوونگي چيه؟
از همه ي كسايي كه دوستشون دارم، متنفرم...چون ضعيفم مي كنن.
هرچي ك تو دستامه مي بخشم، دنيايه من شعرامه مي بخشم....اينجاش كه معين مي گه دنياي من شعرامه...شعرام ُ مي بخشم، اشكام مي ريزن.يه جوري مي گه كه داره هممممه ي دنياش رو مي بخشه. من واقعن به هق هق مي افتم اينجايه موزيك
الان دارم گريه مي كنم، اين مدلي كه مي خوام نه به جانان بگم نه به سمي، نه به زهرا لابه لاي گريه هاي از صب كه تا همين الان بغضم بند نيومده، راست برم توو شيكمه اقاهه....اخخخخخ وقتي داريوش مي گه: تمام ناتمام من، با تو تمام مي شود...يني عاشقانه تر داريم؟ بيشتر از اين مي شه مرد؟همه ي اينا رو گوش مي كنم، بالشت-م خيس مي شه، خودم توو اين بغض و اشكا غرق مي شم اما هيچي نمي گم به اقاهه...كاش بتونم، كاش بتونم جلوي خودم رو بگيرم كه پرتش نكنم از زندگيم بيرون.بعد فك مي كنم اگه پرتش كنم بيرون هم هيچي درست نمي شه، هيچي عوض نمي شه.هيچي اتفاق نمي افته.من شدم يه منه خالي كه ميمايه عزيزم تو رو مي شماره و فك مي كنه با تو تمرين عاشقي كنه.كه بسه هي ادم بيرون كردن و ادم وارد كردن. و فك مي كنم خب بري،كه چي؟ من اينهمه خواستنت رو اخه كجا بذارم لعنتي؟بعد مي گم مي فهممش، خب اكسش بش خيانت كرده سختشه بياد جلو. يه دفعه گفتم غلط كردي انقد ادما رو درك مي كني . پايلت رو واسه ندونستن هاشو پارادوكساش درك كردي، امير رو درك كردي واسه همه نگاه هاش و دلبرياش كه تهش بگه با كسه ديگه ست و دير به تو برخورده، مينا رو درك كردي كه افكارتون بهم نمي خوره ديگه....مرده شور من ُ همه ي درك كردنام رو ببرن
ميگم دلم براش تنگ شده.سمي مي گه چطوري اخه؟ مي گم نيدونم اما واقعن دلم براش تنگ شده
لـوسـیـا : یـه سـؤال ..؟
لـوسـیـا : کـدوم رو تـرجـیح میدی ؟ یه سکس وحشی و دیوانه وار با یه غـریبه؟
یسکس با کسی که میشناسیش ، با کسی که عاشقشی ؛ ولی همچنان وحشی؟!
لـورنـزو : چــی ؟!
لـوسـیـا : زود باش ، باید یک کدوم رو انتخاب کنی ، سکس وحشی با یه غریبه ، یا سکس با کسی که دیوونته ، و دوسش داری ؟ بگو ، رُک و بی پرده بـاش ؟
لـورنـزو : بــا تو
Sex & lucia
مي گم حالا تو كدوم؟ وقتي جواب مي دي: با تو....من حالم خيلي خوب مي شه، خيلي خوب
** هوس بيف استراگانف كردم، نه از اون مدلايه "ژواني" از اون مدلاش كه كلي سيب زميني سرخ كرده و سس قارچ و خامه داره
از امشب ديگه حرف زدن در موردش ممنوعه....
** به سمي گفته بودم از رفتن اين ادم نمي ترسم، ترسم از اينه كه عاشقش شم
***سير نمي شوم ز تو...نيست جز اين گناه من
**** از مترو كه پياده شدم، يه باد و سوزي بود، يه لحظه حس خانم "انفيتفول" رو داشتم.اونجايي كه تو ايستگاه مترو بود.توو اون شلوغيا با اون پالتوي كرم رنگش كه من مي ميرم
صد بار خواستم بگم بت"فاك يو" قورتش دادم.لعععععنتي
** دلتنگم، دلتنگ از اين صياد
*** مرسي براي اون لوكيشن-ه، بدونه اينكه من چيزي بگم..
**** خونه ي جديد هنو تي وي نداره. بهمين راحتي ما ٢ هفته س داريم بدون تي وي زندگي مي كنيم.خعليم خوبه
***** خاله هه ديونه ترين ادميه كه ستايشش مي كنم و مي پرستمش.
وقتي صدبار دستت مي ره رو گوشيت و مي كشي عقب...
** اون داستانكه بود كه مي گفتن مردم دهكده واسه بارش بارون رفتن دعا كنن، بعد فقط يه پسربچه با چتر رفته بود.كه مي گفت ايمان يني اين و فيلان. من فكر مي كنم از نسل همون پسرك چتر بدست هستم.خانواده ي من يعني...اينو موقعي فهميدم كه رفتم اون باروني صدري-ه رو خريدم واسه وقتي كه اقاي "قاسم ابادي" خواست دعوتم كنه برم بيرون باش. بعد با اون روسري والنتينو صدريَم كه حاشيه ي بنفش داره قده ٣-٤ تا مربع و لاك بنفش خيلي تيره ست كردم گذاشتم كنار. بعدتر خب به همه گفتم واسه جراحيه دندون انقدر لاغر شدم.اما هيچكس نمي دونه كه قاسم ابادي تنها مرديه كه من بخاطرش انقدر رژيم گرفتم كه شكمم صافه صاف شده.اني وي...بعدتر ديدم قصه ي چتر بدستي فقط واسه من تنها نبوده. مامان مي گه عزيزجون اون قديما كه هنو ماشين لباسشويي نداشتن، مي رفته هي پودر ماشين لباسشويي مي خريده.بعدتر همه مي گفتن خب تو كه هنو لباسشويي نداري كه،عزيزجون خيلي مطمئن مي گفته بالاخره كه مي خريم...يا همين مامان جان خودم ١٠ سال پيش از مكه واسه خودش يه پتو گلبافت خعلي خووب خريده.هر وخ مي گفتم بابا بيا استفاده كن، مي گفت نه اينو گذاشتم واسه خونه ي نو و تخت نو...بعد تو اون روزا اصن قرار نبوده خونه ي نوئي باشه.... مي گم ما كلن خانواده ي چتر بدستي هستيم. راستش؟ من اين ديوونگي،اين باور،اين ايمان رو دوست دارم...
***وقتي با اون صدا مي گه: حالتون چطوره؟... با لام-ه ساكن بخونيدش
وقتي ٨ صبح اهنگ مورد علاقه شو برات سند مي كنه
اني وي، شماره ي پايلت رو ديليت كرده بودم. مسج داده. كه ديشب خوابت رو ديدم، همه چي خوبه؟ گفتم بله. شما؟ گفته مهم نيس. مهم اينه كه خيالم راحت باشه خوبي...گفته بعضي وقتا خيلي دلم برات تنگ مي شه. گفتم پايلت؟ گفته هوم...
**اين روزها توي رويا زندگي مي كنم... جوري توي خونه ي نو زندگانيم رو شروع كردم كه اصن انگار جز اينجا، جايه ديگه خونه ي من نبوده... انقد عين ٢٣ سال مطمئن بودم كه خونه ي ما، خونه ي ما نيست...و من به خيلي چيزهايه ديگه مطمئنم.به خيلي حسا واتفاق هاي ديگه... فقط بايد صبر كرد.فقط بايد منتظر موند.... زمان مناسب اقا.زمان مناسب