به مریم می گم:2شنبه تولدش بود اما نشد ببینمش، امروز 2تا سی دی از دکلمه های ِ خسروشکیبایی رو براش خریدم و بهش دادم

گفت:لزومی نداشت این کارو بکنی

می گم:دوست داشتم تا براش کادویی بخرم،

می گه:شاید برداشت دیگه ای بکنه

می گم:می خوام برداشت دیگه ای بکنه

می گه:باید منتظر عکس العملش برای ِ  نوع ِ دیگه ای از رابطه باشی

می گم:منتظرم

می گه:باید احتمال هر اتفاقی رو بدی...شدن یا نشدن

به بزرگ شدنم بعد از امیر فکر می کنمو می گم:احتمال هر اتفاقی رو می دم...

 

پ.ن:به این فکر می کنم که عمرن اگه پامو پس بکشم تا زندگیمو بقیه بسازن،یه بار شکست خوردن به معنایه همیشه نشدن نیست که...خودم ادماشو انتخاب می کنم،خودم به ادمایه زندگیم نقش می دم که کدومشون باشن که کدومشون برن که کدومشون دوست باشن و کدومشون برام عشق شن...من ملکه ی سرزمینمم...