* u always make me smile... And horny
بعد دقيقن وختايي كه بش زنگ مي زنم همه ش درحال خنديدنم. بام شوخي مي كنه مي گه : چي زدي پرستو؟
مي گم تو رو...
و؟ وختايي كه ازش دورم بم مي گه وختي اومدي پيم يادم بنداز فيلان كارو برات انجام بدم يا فيلان چيز رو برات اكي كنم... مي گم مي دوني كه وختي كنارتم، فقط بغلت يادم مي مونه... مي گه اوهوم، مي دونم...

** eat chocolate... Drink wine... Sleep naked
بخدا

*** يه سري ادما هستن، عكاسي مي كنن. فرانسه ياد مي گيرن... بايد معاشرت با اين ادما جذاب باشه

**** u rock my world

***** اخر تلفنا مي گم:
كاري باري نداري؟
نع، قوربانت
ماچي چطور؟
اوووومممماچ
حالا خدافظ :)

****** اوهوم... من ادمي نيستم كه حلقه ي دورم زياد باشه. توانايي لبخند زدن رو به همه داشته باشم... اره اشتبا كردم كه عكساي اينستامو پاك كردم.چون فك مي كردم مشكلم ، حس خوب نداشتنم از عكسامه. اما اينطور نبود... حس بدم بخاطر شلوغ شدن دورم بود. من اكي ام زندگيم ولو باشه. اما نع واسه ادمايي كه خيلي ميان جلو بهم. خيلي بهم نزديك مي شن يا هستن يا بودن... مگه اون ادماي نزديكي كه من اكي ام باهاشون...
من ادم لبخند زدن الكي نيستم، حتي با ايكن. احساس مي كنم پوست صورتم ترك مي خوره... احساس مي كنم ٥-٦ نفر بيشتر نبايد دور و بر ادم باشن... من بلد نيستم صميمي حرف زدن تو كامنت رو، من بلد نيستم مهربون بودن و اكي بودن با يه تعداد زيادي ادمها رو...

زندگيم، ادماي اطرافم بايد محدود باشن... من حتي ادمي نيستم كه اشناها رو هم تو ليست هرقسمتي از زندگيم بتونم داشته باشم... 

هوم... اخيش. اخيش كه الان بالاخره فميدم اون گيره كه داشتم چي بود...
من اينستا رو دوس دارم، عكس گذاشتن از هر گوشه اي از زندگيمو كه دلم بخواد دوس دارم. من اصن ادم كنترل كردن نيستم، ادمي كه حرفامو يا عكسامو بخوام از سانسور رد كنم. و مشكلم با اين مدلي بودن خودم نبود. مشكلم با اين بود كه ادماي زيادي رو به حريمم راه داده بودم... حريم داشتن براي من، و خلوت بودنه اين حريمه از مهمترين اتفاقايه زندگيمه... مي تونم يه حس ارومي داشته باشم بعد از اينكه همه ي اون ادمايي كه حس خوب نداشتم رو بلاك كردم ...
شبم بخه