حواسم به ریزها هست ...تو کارتو کن
قرارمون شد برای ِ هم نقش تعیین نکنیم. اسمم نشه پرستوی ِ دوست یا پرستوی ِ دوست دختر یا حتی پرستوی ِ خواهر.قرار شد با هم بریم جلو تا زمان اسمه با هم بودنهامونو تعیین کنه.قبلترش بلد نبودم که وایسم ،که ببینم میاد طرفم یا نه.اما الان که می دونم لبخنداشو می تونم داشته باشم یا وقتی می خوام برم طرفش نگاهش از دور تا وقتی که برسم پیشش همراهیم می کنه. الان که گفته هر وقت و با هر کی بودم می تونی بیای پیش خودم بشینی ،الان دیگه می تونم زمان بذارم.می تونم یواش یواش برم جلو.
بعد می دونی الان کجای ِ رابطه م؟
اونجایی که قدمامو برداشتم و وایسادم کنار تا اونم قدماشو به سمتم برداره. تا خواستنشو تو عمل بهم نشون بده. که بهم بفهمونه منم می خوام باهات باشم خره
بعد می دونی کجاش لذت بخشه؟
اونجایی که افطارت و باز می کنی و اون می دونه روزه بودیو اولین قدمش می شه مسیجی که بعد از افطار برات سند کرده -می دونی به این چیزا اعتقاد نداره اما به اعتقادای ی تو احترام گذاشته -و تو همین طوری که داری چاییتو مزه مزه می کنی زیر لب هی تکرار می کنی:
قبول باشه
و جواب تو که می شه:
خیلی مرسی و لبخندی که از این قدمش می یاد رو لبتو اون هیچ وقت نمی بینتش