سعی می کنم شیطون و بلا رفتار کنم.که اقاهه چطوری؟چقدر خوشحالم از دیدنتون  که مثلن روزایه قبل که نمی دیدمت اتفاق خاصی نبوده و من الان کلی ریلکسمو اصلن به این فکر نمی کنم که چند هفته پیش کلی درشت اما به صورت محترمانه بار هم کردیمو رو از هم گرفتیم و مثلن رابطه ی ما از اول همین طوری بوده که دیر دیر همو می دیدیم که من شده بوده که 1هفته ازت خبر نداشته باشمو این اتفاق جدیدی نیست که دلم برات تنگ شه و از اینکه سرما خورده بودی و مامانت پیشت نبوده که ازت مراقبت کنه ناراحت نبودمو چه و چه و چه

که وقتی می گی پرستو ریه م سمت راستش درد می کنه نگم الهی بمیرم .چرا؟مواظب خودت باش کمتر سیگار بکش و اینا...می گم؟مگه ریه سمت راست و چپ داره و شروع کنیم از روی عکس ریه زشته ی پاکت سیگار کنت قرمز تو ، راست وچپو بم یاد دادن...

که لابه لای همه ی اون خنده هاو سعی های من تو گم کردن سردرگمی و نشون ندادن کلافگیه و معذب بودنه

برگردی بگی:سیگار خیلی دوست داری؟

و من متوجه زیرسیگاری پر از ته سیگارایه رژی بشم  که همشون رو واسه گم کردن این حسا اتیش زدمو بگم:پشت سر هم کشیدنشون رو دوست دارم

و از نگاه تو که ثابت شده رو صورتم فرار کنم تا دستمو نخونی که حجم همه ی این دودا واسه اینجوری داشتنتو حسایی که از پیش تو نشستن ریخته توم که نیدونم اسم این حسا  چیه...

 

پ.ن:عنوان از اهنگ مرضیه س...