دوسته رو می شناسی،یه کم زیادی می شناسی،تو جریان همه ی رابطه هاش واقاهای رابطه هاش هم بودی.نبوده اقای ِ دوستی که کارشون به رختخواب نکشیده باشه،اگه اقایی هم بوده که تن همدیگه رو هنوز لمس نکردن واسه این بوده که تو اون تایم کسی بوده/هست که سرش با اون گرم باشه که مشغول تن اون باشه.نوع خنده و نگاهش رو می شناسی.می دونی با نگاهش،با اون لبخندای تصنعی و حرف زدنها و رفتارهای باب طبع اقایونش،اگه اقایی هم بخواد پاش به رختخواب نرسه،اون این اجازه رو بهش نمی ده...با اقاهه ی محبوبت فقط دوستن.فقط دوست خیلی خیلی صمیمی.می دونی که واسه اون نگه داشتن همچین حریم هایی همچین ادم هایی همچین رابطه هایی اصلن تعریف نشده...الان که دوسته اقاهه ی محبوبته سرش با تنه دیگه ای با ادمه دیگه ای گرمه...می ری تا شاهدِ به قاب کشیدن تن اقاهه ی محبوبت توسط اغوش اون نباشی