خیلی چیزها هست که باید خودت به تنهایی حل و فصل شان کنی.دوست داشتم در اتلیه را محکم بکوبم و بروم شهرک و دوچرخه ی قرمزم را از انباری بردارم و روغن کاری اش کنم و با سرعت تمام از تهران دور شوم و فرار کنم از همه ی چیزهایی که خیلی خیلی از من بزرگتر بودند و خارج از اختیار من.گوشی ام را در اتلیه جا می گذاشتم و می رفتم.نباید هیچ ردپایی برجا می ماند.باید محو می شدم.شبح سرگردان.

 

 

                                                            یوسف اباد،خیابان سی و سوم/سینا دادخواه