دوست دارم خودم لباسهاتو اتو کنم،از خشکشویی متنفرم،از اینکه بویه لباسایه تو بخاربشه و از تو مغازه قاطیه همه ی بویه لباسایه دیگه بره بیرون بدم می یاد
دوست دارم خودم لباسهاتو اتو کنم،دوست دارم اون سی دی فرانسویه رو هم بذارم تو پلیر .با هر ریتم اون تکون تکون بخورم و اتو رو بلغزونم روی چروکایه پیراهن تو..بویه تنت رو از لابه لایه هزار جور نرم کننده و سفیدکننده وچه وچه که رو پیرهنت مونده و من می تونم تشخیصش بدم و فرو بدم تو ریه هام..که هوایه به جا مونده از تو روی پیرهنتو ببلعم،که حواسم باشه رژ نداشته باشم که لابه لایه بوسه هایی که رو یقه ی پیراهنت می شینه ای واهایه من واسه لکه های قرمز بجا مونده رو یقه ی پیراهنت بلند نشه..
لباساتو خودم باید اتو کنم که با دیدن دکمه های پیراهنت یاد ِ نازکردنا و سربه سرگذاشتنام موقع باز کردنشون بیوفتم
اوهوم از خشکشویی که بخواد موقع نبودنات ،بویه پیراهنت رو از من بگیره بدم میاد...