مرا جای ِ خودم بگذار

خودت را جای ِ گهواره

و اغوشی تسلی بخش

کنارم باش همواره...

کمی اهسته تر زیبا

کمی اهسته تر رد شو

کمی اهسته تر خسته

کمی اهسته تر بد شو

 

***شاید یه روز که از گوش کردن و لذت بردن از این اهنگ خسته شدم،شروع کنم به نوشتنش....صفحه ها جا داره واسه حرف زدن،واسه قصه شدن.واسه  خاطره شدن ...واسه یه اقایه جا افتاده داره تی شرت زرشکی پوش که با جین ِ تیره ست کرده و داره می ره...از کجا معلوم،شاید هم این بار خانوم دامن پوش ِ جوراب ضخیم مشکی به پا که مانتویی که دکمه ش نکرده و شالش که دسته هاش اویزونه از دو طرف و می خواد بره که دل ِ اقاهه گیرشه...که اقاهه نمی گه بش بد نشو که...فقط می گه اهسته تر...می دونی  انگاری نمی خواد همه ی حجم لذتش رو یک دفعه ازش بگیرن...اهسته.اهسته.....یه روزی داستانشو باید بنویسم... 

*اگزکتلی باز از گروه ِ دنگ شوئه