+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 0:4 توسط پرستو
|
یاد من باشد تنها هستم
سهراب
............................
و این جهان پر است از صدای حرکت پاهایی که همچنان که تو را می بوسند طناب دار تو را در ذهن می بافند
فروغ
..................................
مگذار سنگینی سبک ترین خاطره ی گذشته تو را در بند کشد
اندره ژید
................
ما بلد نيستيم از خدا استفاده کنيم مثلاً گلدانش را آب بدهيم موهاش را نوازش کنيم لبهاش را ببوسيم دستش را بگيريم در خيابان نازش کنيم شبها تا آرام بگيرد برای دوزار خرجش میکنيم قهر میکند میرود ...
عباس معروفی ................................ بوی نارنج میدهی عشق من! بهار میآيی يا پاييز میرسی؟
عباس معروفی ........................... عاشقت باشم می میرم یا عاشقت نباشم؟