از این تکرار دلم گرفته...دلم می خواد گریه کنم...گریه کنم گریه کنم "ابی"
با حرارتی وصف ناپذیر،چنان وحشیانه بغلم کرد که احساس کردم دارم تو دست هاش خرد می شوم.مثل چوپانی که بره ای را از دهن گرگ نجات می دهد،بغلم کرد و دهانم را بوسید.بوی خاک می داد،انگار خاک بود،و انگار من با خاک بازی می کردم.خاطرات همه ی گذشته هام،در کودکی های بسیار دوردستی تکرار می شد و ادم نمی فهمید زمان گذشته است،چقدر گذشته است؟ادم مگر گذشته ای داشته،یا مگر اینده ای هم وجود دارد؟حالا که اسیر چیزی مثل خواب شده ام،چرا باید به زمان بیداری فکر کنم و بعد پاهام را بر زمین سفت بگذارم و خودم را از دست خشونت زمانه در پستوی خانه پنهان کنم،گوش هام را بگیرم،چشم هام را ببندم و همه اش به این فکر باشم که عاقبت چه می شود؟
....
بی انکه بتواند ارامشش را حفظ کند،چنان سخت بغلم کرد که احساس کردم دارم توی دست هاش خرد می شوم.لب هاش بوی خاک می داد،موهاش بوی خاک می داد،و تنش بوی خاک می داد.انگار خاک بود و در ان تاریکی احساس می کرده ام مرده ام و خاک مطبوع همه ی اندامم را پوشانده است،بی انکه بتوانم یا بخواهم که تکان بخورم،تسلیم ان خاکی شدم که انگار از وجود خودم بود،بارها در ان مرده بودم،کوزه گری مرا ساخته بود و در من روح دمیده بود،با خاکی باران خورده و دلچسب.من چقدر او را می شناختم؟ شاید هزار سال.و چرا برای داشتن او باید به زمین و زمان التماس می کردم؟
سال بلوا/عباس معروفی
***یادته چقدر دو تایی واسه عباس معروفی مردیم؟یادته چقدر غرق ذوق بودم که یه اقاهه یی رو پیدا کردم که با عباس معروفی و نادر ابراهیمی زندگی کرده ؟یادته همون روز" شمایل تاریک کاخ ها" رو دادی بخونم؟یادته قرار بود اندازه ی یه سیگار کشیدن پیشت بشینمو حرفامون تا یه پاکت رو هم برامون کش داد؟؟؟؟؟؟؟یادته اخرش مردم از بی" تو"یی؟یادته اخرین جواب سلامت ،بی محلی من شد؟یادته دختره ی لوند بودم برات؟...اینا به کنار مرد،خود ِ من هیچ یادت میاد؟...الان؟الان دلم برات تنگ شد،همین الانی که "ابی "داره می خونه:
راست می گفتی تو
دیگر اکنون دیر است
دوستی و دوری
اخرین تدبیر است
راست می گفتی تو
باید از عشق برید
از چنین پایانی به سراغاز رسید
شکستی و شکستم
گسستی و گسستم
چه بودی و چه بودم
چه هستی و چه هستم
تو رها از من باش
ای برایم همه کس
زیر اوار قفس
مانده م من ز نفس
تو و خورشید بلند
منو شبهای قفس
بعد از این با خود باش
یاد ِ تو ما را بس...
الان؟دارم گریه می کنم واسه نبودت....