خراب می کنیم....
بعضی وقتا واسه یه اتفاق خیلی انتظار می کشی و درست وقتایی که فکر می کنی احتمال اینکه اون اتفاق برات بیوفته دیگه وجود نداره ،شرایطی پیش میاد که تو انتظارشو نداری و خبر از فراهم شدن شرایط برای افتادن اون اتفاق عزیز و مهم برای تو می ده....
وآن فورچونتلی اون شرایط تو زمانی پیش میاد که تو ،توو بدترین وضعیت هستی ،از هر نظر...و کاملن اماده ی جهش ُ گزش ُ پرش ُ خزش ُ و سه نقطه غیره ای که شایسته ی احشام می باشد در دایره ی توانایی تو موجود است
خُب نتیجه این می شه که خوب گند بزنی به شرایط پیش اومده و تقریبن یه چیزی توو مایه های گه زدن و وقتی هم می یای که درستش کنی مثل این می مونه که گهای زده رو داری با دست می مالی به شرایط و این جوریا می شه که احساس می کنی خیلی خراب کردی و از اون سر درد بدا می یاد سراغت که عجالتن باید بیاد سراغت که اینجا جاشه...
و توو خوشبینانه ترین وضعیت باز تو باید منتظر این باشی که دوباره اون اتفاقه توو زمانی که انتظارشو نداری باز هم برات اتفاق بیوفته....پیششششش میاد دیگه
وآن فورچونتلی اون شرایط تو زمانی پیش میاد که تو ،توو بدترین وضعیت هستی ،از هر نظر...و کاملن اماده ی جهش ُ گزش ُ پرش ُ خزش ُ و سه نقطه غیره ای که شایسته ی احشام می باشد در دایره ی توانایی تو موجود است
خُب نتیجه این می شه که خوب گند بزنی به شرایط پیش اومده و تقریبن یه چیزی توو مایه های گه زدن و وقتی هم می یای که درستش کنی مثل این می مونه که گهای زده رو داری با دست می مالی به شرایط و این جوریا می شه که احساس می کنی خیلی خراب کردی و از اون سر درد بدا می یاد سراغت که عجالتن باید بیاد سراغت که اینجا جاشه...
و توو خوشبینانه ترین وضعیت باز تو باید منتظر این باشی که دوباره اون اتفاقه توو زمانی که انتظارشو نداری باز هم برات اتفاق بیوفته....پیششششش میاد دیگه
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 22:2 توسط پرستو
|