بعضی وقتا واسه یه اتفاق خیلی انتظار می کشی و درست وقتایی که فکر می کنی احتمال اینکه اون اتفاق برات بیوفته دیگه وجود نداره ،شرایطی پیش میاد که تو انتظارشو نداری و خبر از فراهم شدن شرایط برای افتادن اون اتفاق عزیز و مهم برای تو می ده....
وآن فورچونتلی اون شرایط تو زمانی پیش میاد که تو ،توو بدترین وضعیت هستی ،از هر نظر...و کاملن اماده ی جهش  ُ گزش ُ پرش ُ خزش  ُ و سه نقطه غیره ای که شایسته ی احشام می باشد در دایره ی توانایی تو موجود است
خُب نتیجه این می شه که خوب گند بزنی به شرایط پیش اومده و تقریبن یه چیزی  توو مایه های  گه زدن و وقتی هم می یای که درستش کنی مثل این می مونه که گهای زده رو داری با دست می مالی به شرایط و این جوریا می شه که احساس می کنی خیلی خراب کردی و از اون سر درد بدا می یاد سراغت که عجالتن باید بیاد سراغت که اینجا جاشه...
و توو خوشبینانه ترین وضعیت باز تو باید منتظر این باشی که دوباره اون اتفاقه توو زمانی که انتظارشو نداری باز هم برات اتفاق بیوفته....پیششششش میاد دیگه