دلم همه ی کتابای "گلی ترقی " رو می خواست.

بس که نوشته هاش یواشن،بس که مهربونن،بس که خاطره ن ،اتفاق افتاده ن یا حداقلی تو دوست داری  فکر کنی که اتفاق افتادن، بس که مزه های ناب رو تو نوشته هاش داره،مزه ی اولین ها رو.مثل طعم اولین گاز بستنی البالویی...بس که دنیاش فرق داره،عالمی که داره توش زندگانی می کنه.انگاری از اینجایی که داری،از اینجایی که هستی بلندت می کنه می بره دورتر،می بره لابه لای یه عالم دیگه.حتی رنگ اسمون نوشته هاش هم واسه من خوشرنگتره...بس که نگاه نگرانی هاش فرق داره.مثلن؟مثلن نگران گم شدن اناربانو تو لابه لای خطوط هواییه،که من هم هنوز نگران انار بانو ام که اخر سری پسرهاش رو دید یا نه؟....

بس که جلد کتاباش خوشرنگه،از اون کتاباست که دوست داری هر از چند گاهی ورق بزنی و دنیای نوشته ی گلی رو نفس بکشی...

رفتم کتابفروشی نیک،همه ی کتابای گلی ترقی رو خریدم...