کاش بدبختی ها هم مث یک ساک دستی بود،که سر راهی ،توی کوچه ای،موقع تحویل بار توی فرودگاهی،لابه لای تعویض خط مترویی جایی ادمی را پیدا می کردید می گفتید:ببخشید می شود مواظب این ساک من باشید تا من برگردم؟...

بعد می رفتید و هیچ وقت خدا هم برنمی گشتید