می خواهم زنگ بزنم به اقای فیلمی بعد بش بگویم این فیلمو رو می خوام این فیلمو واین و...بعد هی اون دفترچه زرشکیم و باز می کنم.بهتان نگفته بودم از دفترچه زرشکیه؟من یک دفترچه زرشکی خری دارم یعنی راست ِ راستش دفترچه نیست تقویم سال 89است. یک اندازه ی خوبی دارد.از این قد و قواره های خیلی دلچسب که قبلش رفته بودم تمام لوازم تحریری ها را زیر و رو کرده بودم که می خواستم یک دفتر ارزو ها بخرم و یک دفتر برای همین کاری که می خواهم بگویم.این جستن و نیافتنه مال سال 87 ه.دفتر ارزوهه یی که فکر می کردم اندازه ش واسه نوشتن رویاهای توت فرنگی ای خوبه رو پیدا کردم اما دفترچه ی دیگه ای ندیدم که قد و قواره ش دلمو ببره...بعد از همون سال 87 همه ی چیزایی که می خواستم تو دفترچه ایی که پیدا نکرده بودم بنویسم و یه جا می نوشتم و هی می گفتم بالاخره یه خوبشو پیدا می کنمو همه ی اینا رو توش پاک نویس می کنم...تا که  قبل عیدی دو سال پیش این تقویمه رو داده بودن به بابا

حالا چیا توش نوشتم؟؟...یه چیزه خره بنفشیه این دفتره.4قسمتش کردم.بخش اولش کتابهاست.بعد هرچی  اسم کتاب می شنوم که خوب بوده و نخوندمو می نویسم توش.با اسم نویسنده ش.بعد وقتی می خرمشون یه تیک سرخابی بغلش می زنم...بعد اصن یه وضعی.انقد خوشمزه ست که می بینی بعد یه مدت انقد تیک سرخابی تو دفترت پر شده...

قسمت دوم اسمش صداهاست.البوم ها و موسیقی ها و خواننده هایی که ندارمشون.از سیِم از  قسمت اول.تیک سرخابی و فیلان و اینها..

قسمت سوم جاهاست...شوما از اسم کافه و رستوران بگیر تا کتابفروشی و یه جای دنج وبوتیک و حتی ادرس مطب یه دکتر خوب...-دکتراش کمترن اما...

قسمت چهارمشم فیلمهاست...جایی که بیشترین تیک سرخابی رو داره...اسم فیلمهاست و کارگردانهاشون...

اها داشتم از اقای فیلمیم می گفتم.بعد این دفترچه رو باز کرده بودم که اسم فیلمایی که تیک سرخابی نداره و بش بگم برام بیاره.بعد اصن دوست نداشتم فیلمی بگیرم که واسه دیدن تحریکم نکنه.یعنی حتی دوست دارم کاورش هم جوری باشه که بگه زرافه جان پاشو پاشو منو ببین...که یعنی یکی بم گفته باشه اسمشو که بدونم خره حلههههههههه...این فیلمه دیدن داره...

 

***دوستی ها به من اسم چند تا فیلمو می گید؟ سرکار خانم الی ،وان دِی شوما تو لیسته واسه گفتن به اقای فیلمی...