بعد اسم جمعمان چه شود؟
اقای مهدی جایی دیگر یک حرفی زده اند در کامنت های خانوم الی جانم حرفستان!...گفته اند که "کاش میشد یه جایی بود یه جمعی بود مینشستیم هر دفعه یکی از این کتابا رو میخوندیم و در موردش حرف میزدیم ."...
خب راست گفته اند.نداریم همچین جایی و بعد حرفهایمان توی گلویمان گیر می کند بس که کسی را نداریم که درباره ی لذتناک بودن کتابها و با اجازه ی اقای مهدی فیلمها را هم من اضافه می کنم.بگوییم وپر شویم از حس اینکه کسی دیگر هم لذت برده از همان جنس لذت های ما...
یک پیشنهاد دارم...رای می گیریم اگر موافقت حاصل شد پروژه را می دهیم دست احداث...لبخند...
بیایید هفته ای یک فیلمی یک کتابی بگوییمش.بعد قرار شود که بخوانیم،ببینیم و بیاییم ازش حرف یزنیم/بنویسیم...
من به شخصه ادمی هستم که برای کارهایم باید دِدلاین داشته باشم.بعد هیچ وقت هم خواهان اکستند کردن تایم دِد لاینم نیستم.و سر همان تایم انجامش می شدهم.اینجوری تایم می گذاریم برای دیدن،برای خواندن و خب هفته ای یک چیز را فکر کنم همه مان برایش جا داریم..نداریم؟...
درست است که ادونتج و دیس ادونتج بسیار دارد این حرف.اینکه نوشتن با حرف زدن فرق می کند و بلاه وبلاه.اما همیشه خواندن دید بقیه ادمها باعث می شه به سمت و سویی از فیلم/کتاب نگاه کنیم که توی لنز دوربین چشم های ما نبوده.و یک چیز دیگر اینکه کتابهای خوبی که بقیه دوستان خوانده اند را می خوانیم یا انها را که شاید خوانده ایم و قرعه هفته بوده ریوویو می کنیم..من ِ فیلسوف نظریه ای دارم اخه انم این است: مرگ بگیرم من که چقدر کتاب،شوما فیلم رو هم اضافه کن ،هست که نخوانده ام و مرگتر بر من باد که چه کتابهایی ایضن فیلمهایی است که فقط یکبار به سراغشان رفته ام...
وخب اوری بادی واتز یور آیدیا؟