قلبهای قرمز مهربان با لبخند مهربانتر...
مینا یادت می اید کلمه ی "ادم های اتیکت دار" اقاهای اتیکت دار" از کجا امد توی فرهنگ حرف زدنهایمان؟ یادت می اید چه جوری شد معیار سنجش ادمها برای من؟ چطور تعریف کردیم این "ادمهای اتیکت دار" را؟یادت می اید امیر چه همه با اتیکت بود برای من؟...یادت می یاد که برای نحوه ی پوشش-ش، نوع راه رفتنش نوع نگاه کردنش،لبخند زدنش،تمام وسایل ها و کوفت هایی که با خودش داشت یک لیبل،یک اتیکت می زدم و می مردم برایش؟...
یادت می اید که هیچ برای اخلاقش حواسم نبود؟ که برای ...
اینها را یادت اوردم تا بگویم این روزها بزرگترین اتیکتی که به ادمها می دهم "مهربانی قلبشان" است، این روزها امده ام بگویم همه ی ویژگی های ادم ها ،همه ی لیبل های کوفتیشان به کنار،این روزها فقط برای اتیکت" انسانیت" ادمها است که می میرم و خواهم مرد...
این روزها امده ام بگویم که "اشتباه کردم" را برای اینجور مواقع گذاشته اند، اشتباه کردم که به بزرگترین اتیکت ادمها هیچ توجه نکرده بودم...