شما چی میل دارید؟
هوا سرده،از این سردهایی که بس ناجوانمردانه است سرد بودنش...همه ی راهی که باید پیاده بگذرونمش تا برسم به خونه فکر می کنم که توی این هوای سرده یخ چی دوستتر می دارم
به همه ی خوردنی های گرم فکر می کنم، به گرمایه زیر پتو و ولو بودنه جلویه بخاری، به ...
بعد می بینم که جایه همه ی این ها دلم یک استخر روباز می خواهد.یک استخر روباز که ابش گرم باشد. که خلوت باشد استخرش...که از این مایو هایه دو تکه بپوشم،بند بالا تنه ش را دور گردنم گره بزنم.و از سرمای ِ هوایه بیرون استخر، پوستم دون دون شود.که دمپاییهایم را پوشیده نپوشیده قرش قرش پایم را با عجله بکشم روی کاشی هایه ابی ِ کف استخر و خودم را برسانم به گرمیه اب...که گز گز کند تنم از این تفاوت دما.که فرو روم،فرو روم، فرو روم...که کلاه نگذاشته باشمو موهایم پخش شود دور تا دور صورتم...که نفسم تمام شود،که کم بیاورم،خودم را برسانم به رویه اب،همه ی شش هایم را از هوایه سرد پر کنم، که خنکی هوای بیرون نوازش کند پوسته تازه گرم شده ی صورتم را...که بلغزم پایین و اهسته اهسته این هوایه یخ را بیرون بدهم...
**مهفا جانا ما شرمنده ایم...انگار نتوانستنه کامنت گذاردنه ما هیچ ربطی به ان مستطیل عدد دار پایین کامنت دونین نداشته...الان جز دونقطه دی کاره دیگری می توانم انجام دهمش؟