خب من خنگ نیستم.البته امیدوارم...اینجوری بود که این سریالم-س*ک***س اند سیتی- تو ۶تا فولدره که هرکدوم یک سیزن رو تشکیل می دن.بعد هر سیزن خودش فولدربندیه.بعدتر خب من فکر می کردم هر فولدر یک اپیزوده.بعدترتر دونه دونه نگا می کردم.می دیدم یه جاهایی رو نمی فهمم و وایییی کی این اتفاق افتاد؟این که تو اپیزود قبل موهاش کوتا بود کی بلند شد؟این که با اون بود تا قسمت قبل و خیلی خوب و خوشحال هی باهم می رفتن تو رختخواب پ چرا الان می گه دوست پسر سابقم؟ ای وای چرا به این قسمتش مثلن اشاره ای نشده بود و اینا.اما انقدر جریانش بحثه مسایله واقعنیه.انقدر هی از مسایلی که تو سره منه حرف می زنه که من هی لذت می بردم و سعی می کردم به اون جاهایی که متوجه نشدم توجه نکنم.بعد دیدم هاهاها خاک بر سره زرافه ی خنگم هر فولدر ۳ تا اپیزوده.ینی از ۱۵ تا اپیزود تو هر سیزن چیزی حدوده ۵ تا اپیزود رو می دیدم تا حالا.الان سیزن چندم؟سیزن ۴.چند شبه شروع کردم به دیدن؟۲شب.متوجه نشدم چرا انقدر دارم زود پیش می رم؟چرا.اما جواب نداشتم براش...خب الان مدیونید اگه بم بخندید و خنگ صدام کنید ها....اینجاس که می گن پیش می یاد خوب.لبخند از همون لبخند خنگولیا که همه ی دندونایه ارتودنسی شده ی ادم معلومه توش