یرترود پرسید شربت می خورد، وجوئل گفت بله.

باهم به اشپزخانه ی بزرگ او رفتند.چیز عجیب و غریب ِ ان خانه این بود که با وجود اینکه خانه ی بزرگی نبود دو تا اشپزخانه داشت.ولی خب،یرترود این طوری دوست داشت.همانطور که شبها  نیز در تختهای متفاوتی می خوابید.او یک اشپزخانه داشت برای مواقعی که خودش تنها بود و یک اشپزخانه ی بزرگ برای مواقعی که مهمان داشت.

                            پسری که روی تختی پر از برف خوابید/هنینگ مانکل