در دستشویی را که باز کردم،خواستم که دمپایی بپوشم بروم توالت،عکس خودم را با این موهای بلند و

پریشون و کرک شده  که نصفه ونیمه لای کش جمع شده را دیدم.از بدی های خانه ی کوچک است.در ورودی خانه را که باز می کنی خودت را وسط پذیرایی می بینی،در دستشویی را که باز می کنی،دو سانت انطرفتر از دماغت ایینه ی کوبیده شده به دیوار و مسواک ها ست که قیافه ی درهمه ت را به رخت می کشد.چه کار دارد که بعد از صبحانه خوردن،4-5ساعت است که موهایت را از بالای سرت جمع کرده ای تا حالا دراز کش،وول خورده ای لابه لای خط های کتاب.چه کار دارد که موهایت را شانه نکرده ای و شلخته ای  و کرمی کوفتی به صورتت نزده ای و هر چه جوش و جای جوش نکبتی روی صورتت داری را بهت نشان می دهد.چه کار دارد که تو اصلن می خواهی الان تصویرت را ببینی یا نه؟

گفتم که از بدی های خانه ی کوچک است.هیچ چیزش با هیچ چیز دیگرش فاصله ندارد.از نداشتن جا، همه چیزش از سرو کول هم بالا می رود و اشیاء لذت بخش زندگیت،کتابهایت، مجله هایت هر چیز کوفتیه زندگیت باید بسته شود،کارتن کارتن شود برود  انبار ...

به اشیا چه کار دارم.ادمها...ادم هایه خانه های کوچک گوششان بغل دهان یکدیگر است.بچه های خانه ی های کوچک صدای عشق بازی پدر و مادرشان را می شوند.هر چه مادرها دره تنها اتاق خواب خانه را کیپ تا کیپ ببندد و لا به لای هم اغوشیش هی بگوید یواش،بچه ها بیدار می شوند،اهسته..سیسسس....بچه ها می شنوند اما...

هر چه هم غصه مند باشی.غصه هایت دخترانه باشد.که نخواهی ادم های خانه ت بدانندش.هر چه صدای اهنگت هم روی اوجش باشد باز هم پدر نشسته توی کاناپه و محو اخبار تلویزیون شده ت صدای هق هقت را از ورای همه ی دیوار ها می شنود..می شنود؟چه می گویم؟ انقدر نزدیکت است که با هزار تا بوی عود و کوفت و اسپری فیلان بوی سیگارت را به نفس می کشد...که حریم خصوصی ، که پرایوسی یک سری لغت سانتی مانتالی  ست برای خانه های کوچک...

از بدی های خانه های کوچک است،ادم هایش چسبیده اند بهم،وسایلشان توی کمد و کشو و میز یکدیگر است اما دلهایشان؟دنیایشان؟...فاصله ست،سیاره ها فاصله...چه می دانم،شاید راه شیری از بین این ادمها هم می گذرند بس که دورند از یکدیگر...کهکشانها دور...و توی چشم هاشان؟..چه می گویم؟ادم های خانه های کوچک به چشم های هم کاری ندارند،مواظبند طوری از کنار هم رد شوند که پایشان بهم نپیچد،که صدای یکدیگر را در نیاورند،دیگر چه کار دارند به چشم های هم؟...

شاید هم تقصیر ادم ها ی خانه های کوچک نیست که روزهای تعطیل دعوایشان می شود،تقصیر خانه ست.بس که جا ندارد برای ادمهایش، بس که فاصله ی لازمه را برای حرکت ادمهایش ندارد.بس که سره ادمهایش از نزدیکیه زیاد تویه دفترچه های هم،کامپیوترهای هم، موبایل های هم است...ماشین که،ماشین است.برای تصادف نکردن، برای هوار نشدن روی یکدیگر، رعایت فاصله ی طولی لازمه را دارد.ما که ادمیم...