هی می خواهم لبخند بزنم، که بگویم عه!چه جالب، می سی...نمی گذارید که...تمامش کنید
همین جا بگم نگید نگفتی
اقا اگه من یک بار دیگه توی یکی از این دو موقعیت قرار بگیرم، اصن هم جلوی خودم رو نخواهم گرفت، اصن هم با اینکه از درون خون خونم رو می خورد لبخند نخواهم زد، اصن هم مبادی اداب رفتار نخواهم کرد...
فقط یک بار دیگر برای من مسج دکتر شریعتی فیلان، دکتر شریعتی بیسار سند کنند بخداوندی خدا هرچه لایق خودشان و بدتر از خودشان است نثارشان خواهم کرد، از انها که چشم هایم را خواهم بست و دهانم را باز می کنم... بدبختی فکر کرده اند چون من نسبت به دکتر ارادت دارم حالا هرچه از این بول شت ها برایشان می اید سریعن هم یاده من می افتند و وظیفه شان است که برای من سندش کنند...خجالت هم نمی کشند، تا حالا دو خط از شریعتی نخوانده اند اما حالا ته همه ی مسج های این باکس شان پر است از خوده دکتر، فلانه دکتر...خجالت بکشید دیگر، بس است .اه ه ه ه همه چیز را که نمی شود به گند کشید، به گند هم می کشید یک جا تمامش کنید، شلوارهایشان را که می کشند پایین و شروع می کند به گه زدن به دنیا تمام نمی شود، یادشان می روند ان شلوار لامصب را دیگر بالا بکشند و زیپش را ببندد...همه چیز حد دارد، نه به انکه کتاب های این بنده خدا را تا چند سال پیش باید توی صد سوراخ قایم می کردی، که می رفتی پشت مغازه ها می گذاشتی توی کیفت و فیلان، نه به اینکه حالا صد جور دفتر سبز و دفتر قرمز و گزیده و فیلان ازش چاپ می کنند.که همه شان هم پر است از سانسور.از اینجا به بعد هم شخصیتش را گرفته اند به مسخره...تمام کنید دیگر این وضعیت را
حرف هایم درباره ی دکتر وضعیت اول بود، بعدی هم در مورده خودم است...یک بار دیگر بهم بگویید "ایشالا با یه پسری که لایقت است اشنا شوی و فیلان" خودتان می دانید..اقا اصن من لیاقت هیچ پسری را ندارم،تمام؟...حالم بهم می خورد از حس ِ خیلی دوستانه و اینکه تو را می شناسیم خیلی دختر خوبی هستی و پس چرا کسی باهات نیست وحس پسِتیک ِ توی این جمله ها... تمامش کنید. عادت دارید به دلسوزی...متنفرم از دلسوزی کردن، از مورد دلسوزی قرار گرفتن... رابطه هایم جلو نمی روند که نمی روند، رابطه هایم شروع نمی شوند که نمی شوند.ادم هایی که خواسته م یکدفعه جا می زنند که می زنند.یک جاهایی خودم گه زده ام که زده ام.رابطه ی نرمال نداشته ام که نداشته ام.الان هم که رابطه نمی خواهم که نمی خواهم، که اندازه ی خواستنم از ادمها به اندازه ی اولین دیت شده که شده.به شماها هیچ ربطی ندارد.... دعای امیدوارانه ت پیشکش خودت
*پاراگراف اخر فقط با تو نبودم صابر، بس که زیاد شنیده ام این جمله ها را .مجبور شدم بالا بیاورمشان..