یه جا که شبه یه جا که همه جا ساکته یه جا که خودتی و خودت بشین به گوش کردنت...
می خواستم این پست ِ این شکلی باشه که ده تا ستاره بذارم، بغل هر ستاره براتون یه تیکه از یه فیلم بگم، یه تیکه از یه موزیک، یه نیکه از یه کتاب.... اصن اومده بودم بالاش بنویسم این پست "صرفن فرهنگی - لذتی است عزیز ِ جان"...می خواستم.... دیدی هرچی لیریک یه اهنگه رو بنویسی، دیالوگ یه فیلمو قطع کنی و صدا و چهره ی کاراکترا رو تبدیل به خط و نوشته کنی، یه تیکه از وسط کتاب بِبُری بیای اینجا تایپ کنی باز نمی شه اون چیزی که باید؟....
لینک پایین یه زندگیه سرشاره، مثل قوطه خوردن دونه های بادوم و پسته تو یه کاسه ی لعابی ِآبی بین خامه ی فراوونه زده شده با دو، سه اسکوپ بستنی ، مثل مزه کردن دونه های زیتون لابه لای گیلاس الکل ت، مثل دود کردن سیگار قبل از صبحونه، مثل بوسه های یواشکی توی اسانسور، مثل با دست خوردن دونه های سیب زمینی سرخ کرده بغل خیابون تو سرمای زمستونی و هی فین فین بالا کشیدن مماغت ...مثل همین 14 تا ترک که تو رو گم نه ، حل می کنه لابه لای خودش....
چییرز...
لینک: رادیو روغن حبه انگور
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 12:4 توسط پرستو
|