دارم فکر می کنم کاش یه مرضی بگیره که لال شه، انقد حرف نزنه، انقد حرفاشو نشونم، کلمه هاشو، صداشو،اصن همینو بگیریم دعای سال تحویل من...اینکه الان دو ساعت مونده به سال تحویلو من با پیژامه نشستم پای نت و نوشتن ینی یه جای کار داره می لنگه، اینکه گوشیمو از دیشب خاموش کردم ینی یه جای کار داره می لنگه، اینکه حوصله ی ریختن شکلاتا رو تو ظرف ندارم، که پیش دستیا و کاردا هنوز اماده نیستن، اینکه هنوز یه دونه هم از اون شیرینی ارد نخودچیایه محبوبم مزه نکردم،که هفت سینم حتی به چهار سین هم نزدیک نیست ینی یه جای کار داره می لنگه، اینکه الان دارم دعا دعا می کنم که مسافرته کنسل شه، اینکه ....هع، ینی یه جای کار می لنگه ...