از فیلم دیدنهام...
*"برف روی کاج ها" فیلم خوبی بود...به مصداق همان اهنگه سیاوش خان بود که در پست قبل گفتم...بیا تا اومدنت دیرنشده و دل و درگیر نشده و فیلان...بعد هیچ جای این فیلم گریه دار نبود.اما من؟ تمامن اشک بودم.و باید یادم باشد بعد از این نه تنها وقت استخر رفتن بلکه وقت های سینما رفتن هم از خط چشم و ریمل واترپروف استفاده کنم.که هی حواسم نباشد اشک نریزد و زیر چشمم مبادا سیاه شود و فیلان...یک چیزی اما.اقای پیمان خان برای خودشان نقشی درنظر نگرفته بودند و به سمت نویسندگی و کارگردانی بسنده کرده بودند.اما باید بگم که امضای خودشون رو خیلی محکم پای فیلم زده بودند.اینطور که من لحن بازگرهایی که دوست دارم یادم می ماند.نوع تلفظشان.من و من کردنشان.مکث هایشان...بعد وقتی همه ی بازیگرها حرف می زدند من همه ش صدای اقای پیمان را می شنیدم.دست خودم نبود.گفتم که. امضایش خیلی محکم بود... هوممم...اما فیلم خوبی بود.بعد یک چیزی هم بگویم بروم...مرسی از پیانوی توی فیلم.مرسی از زحمت موسیقیایی که برای فیلم کشیدید مرسی از خانه ی قشنگ توی فیلم.از ویویی که داشت...اما من نفهمیدم برای چه رنگی نبود فیلم.در واقع این سیاه و سفید بودنش چه نقشی توی فیلم داشت و خب من فکر می کنم حتمن برای کمک به رساندن مفهومی بوده که اقای پیمان تصمیم گرفته اند فیلم سیاه و سفید شود...انی وی...بعدتر هی فکر می کردم بودن این اقای پیمان توی فیلم های اقای اضغر فرهادی تاثیرش را گذاشته.یک جورهایی دست خط اقای فرهادی هم توی فیلم بود.نه انقد بولد...اما بود...
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:59 توسط پرستو
|