ديگر دلم جا نمی‌گيرد اينجا 
بگيرم از رَدِ رويا به گريه اشاره کنم! 


هی مثل اين که يک عده آدمی 
با چِلِق چِلِق آدامس‌هايشان در دهان 
از منِ‌ خسته می‌پرسند: 
تو کجا می‌روی اولِ صبح و ستاره، 
که شبِ‌ بی‌ستاره و صبح ... برمی‌گردی!؟