یه کتابی بود اسمش "مائده های زمینی" بود، مال اندره ژیده...اون قدیما خونده بودمش...نیدونم الانم حوصله ی خوندنشو دارم یا نه، اما هی "ناتاناییل" ، " ناتاناییل" گفتنشو دوست داشتم...یه صفحه هاییشم مرده بودم...دلم یه کتاب با ادبیات سخت می خواد...ثقیل باشه و هرصفحه ش هی فکر بخواد...