دوست داشتم بعد از 10،11ساعت بیرون بودن و حسابی کوبیده شدن به این ور اون ور،همین طوری
که دستام کثیفن و مسیر 1ساعته رو توی اتوبوس سرپا ایستادم و دارم اهنگ خانوم گل
رو گوش می کنم ،به یه سیب زرد خنک با پوست گاز می زدم....هیییی دونه های اب هم روش بود کاشکی
که دستام کثیفن و مسیر 1ساعته رو توی اتوبوس سرپا ایستادم و دارم اهنگ خانوم گل
رو گوش می کنم ،به یه سیب زرد خنک با پوست گاز می زدم....هیییی دونه های اب هم روش بود کاشکی
پ.ن:امروز یه لحظه دلم برای لبای ِ علی غنج رفت شاید هم برق خاموش چشاش
بود که هوسایه لحظه ای رو به سر ادم می زد...چه بدونم
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 21:29 توسط پرستو
|