تو فيس بوك داييه مسج داده :

How are u doing dear?

بش گفتم اوري تينگ  ايز اكي، ام  گود و كوفت و فيلان.اما جايه همه ي اينا مي خواستم بگم :

I broke up with my boy friend just few min ago...and i need a big hug to hold me...

نگفتم اما، داييه هم گفت گاردنينگ داره و  هَو تو گو...اند لاو مي...

منم يه باباي براش سند كردم با يه بيگ كيس...

بعد فك مي كنم بايد به داييه ميگفتم  چقققد تو "بُهت" م تو اون لحظه...كه همه رفتن باغ بالا تا استخر رو بشورن و پر اب كنن و قليون بكشن و تخمه بشكنن، من موندم تو اين باغ پايين به اين درندشتي و دارم واسه املت گوجه رنده مي كنم. كه ٤ تا فلفل خرد كردم و دو جاي دستمو عميق بريدم... كه گريه م نيومده، فقط عميقن نياز داشتم يه مرد كنارم باشه تا تو سكوت و با سيگار و مردونه اين دفعه رو بگذرونم...حوصله ي انالايز كردن و اشك ريختن و حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن رو ندارم، حتي مستي هم نميخام اينبار...بايد مردونه گذر كنم اين بار...ساكت و سنگين...