هر از گاهي ناخوداگاه مچ دستمو بو مي كنم....همون نيناريچي كه جانان واسه تولده واقعيم خريده، بوي همون
يا وقتي كه فيلاني ميگه مريضم.بعد مي گم خب وقتايي كه ادم مريضه دوس داره آه و اوه كنه يكي باشه واسه اين اه و اوه ها.بعد مي گم من هستم واسه ت و اينا...گفته:توك اه و اوه فور سك***س.گفتم باوشه باو فيلاني، هاهاها فرستادم براش كه رد شه.گفته رييلي.يو شود يوز "نَگ"...بعد بعد ٥ مين گفته، ايم استيل لفينگ.گفتم چرا فيلاني؟ گفته فور وات يو توك "اه و اوه"...بعد گفته حالا كونت ان يو كنم توو ويچ وان؟...بعد من يه لبخند دلبركي زده بودمو گفته بودم :ويچ وان دو يو لايك؟ اه و اوه اور نگينگ؟... فيلاني فقط گفته بود كريزي ؛)
** امرو جانان برام تولد ٣ سالگي گرف، كيك زياد شكلاتي با شمع و كادوي تولد...امروز واقعن چشمامو بستمو ارزو كردم.اخخخ كه كاش ارزوم كام ترو بشه.... و ميدوني جانان داشتم در ادامه ي حرفامون به چي فك مي كردم؟ كه ميگفتي سختمه بگم ب كسي كه ميخام و فيلان؟فك ميكردم چرا من اينطوريم پَ...بعد توو خودم فميدم كه دوس ندارم انتخاب شم.و نيتونم بپذيرم انتخاب شدن رو.من بايد انتخاب كنم، خودم بايد انتخاب كنم و واسه اينه كه از قدم اول برداشتن نمي ترسم يا فك نميكنم كه اگه برم و نه و فيلان پس واي شخصيتم چي؟...من انتخاب كردنه برام مهم تره انگار...البت كه سعي كردم بفهمم كه دخترا توو ايران انتخاب مي شن، نه انتخاب مي كنن. و در مورد دخترها هم به لطف دوستان فهميدم كه هيچ ادمي ارزش انتخاب كردن رو هم نداره حتي...از اين به بعد البت
*** واژه ي "بخشيدن" از بين افعال ديكشنري-ه من حذف شده....من نميفهمم بخشيدن رو.اشتبا كردن براي بار اول اوكيه اما دفعه ي دوم...نچ نداريم