خسته و هلاک می رم  تو رختکن همین جوری که بطری اب تو دهنمه و اب از لب و لوچه ام داره می ریزه گوشیمو چک می کنم
5 تا میسد کال و 2تا اس ام اس
میسد کالا یکیش ماله باد صباهس که یعنی هی الاغ جون اون پسره که گلوت پیشش گیر کرده بود
الان اینجاس ...اگه قبلنا بود خوب پریده بودم رفته بودم کافه اما الان می گم به درک و لباسارو مچاله می کنم تو کوله هه و
رامو کج می کنم خونه...مامانی زنگ می زنه  می گه من خونه عزیز جونم ،تا 7 برمی گردم خونه میای اینجا؟ساعتو نگا می کنم 5/15 می گم نه...می گه نرو خونه تنها باشی
برو خونه یکی .می گم باشه ...می دونم که فقط خونه می رم...به میناهه زنگ می زنم .میگه هنرم ،امیرم اینجاس
می گم خوش به حالت و گوشی رو با حرص قطع می کنم. از اینکه به جای ول بودن توکافه ها می رم  باشگاه و کلاس زبان  سعی می کنم مثلن حس خوبی داشته باشم
رامو کج می کنم سمت سوپری تا واسه دل پرستو یه جشن بگیرم....واسه زنده موندنه پرستو بعد از کنار گذاشتن امیر
می گم اقاهه یه نوشیدنی بده که شیرینیش کم باشه .الوورا می ده بستنی هلو و یخمک زرشکم می گیرم...
کلیدو می ندازم تو قفل از اینکه دو بار می چرخه خوشحالم که کسی خونه نیس...
کوله مو می ندازم  زمین و چادرمو در میارم در بطری رو باز می کنمو یه نفس می رم بالا
مانتومو در می  یارم و در یخچالو باز می کنم ظرف ژله  با پلاستیک گوجه سبزا رو میارم بیرون....یه دو قاشق از ژله هه می خورمو تو ماگ خر خنگه یخ می ریزمو
گوجه سبزا رو می شورمو یه کمم اب می ریزم تو ماگه و گوجه سبزا رو می ریزم توش
دکمه ی پاور کامپیوترو می زنم تا ویندوز بیاد بالا شلوارمو در می یارمو می رم نمک می یارم
و از اینکه کسی خونه نیس و می تونم همین جوری واسه خودم پشت کامپیوتره لم بدم خوشحالم
"ماه پیشانو" دریا دادور و پلی می کنمو با ظرف یخ و گوجه سبزا ور می رمو به اینکه امیر الان تو
هنر چیکار می کنه فک می کنم....گور باباش نه؟

***همین جوری:

دنیا مال ماست
دیو گله داره
جناب شاملو